سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

721

تاريخ ايران ( فارسى )

بوده‌اند و تا آنجا كه مربوط به بريتانيا بود قبول هم شده بود ، ولى ساير تقاضاها مانند برداشتن گاردهاى قونسولى و برانداختن محاكم كارگذارى به نظر غيرعملى مىآيند و علت آن هم مخاطراتى است كه اتباع اروپائى ساكن ايران دائما مواجه با آن مىباشند . در كتابهاى آبى گزارشهاى سوء رفتار با اروپائىها توسط دزدان و راهزنان و خطر كشته شدن با تيرهاى اتفاقى در مواقع اغتشاش و بلواهاى هميشگى و اتفاقات ناپسند ديگر كه از امور غيرعادى شمرده نمىشوند درج است و اين اوضاع هنوز برقرار و ادامه دارد . وقتى من هفت ماه با خانواده‌ام در مشهد بسر ميبردم اغلب در باغ قونسولگرى گلوله افتاده و گاهى از بين درختان در بالاى سرمان ميگذشت و يا جلوى ما در زمين فرومىنشست . چون از بهبودى اوضاع خبرى نيست صحبت بيرون بردن مستحفظين قونسونگريها نيز خيال بىاساسى است . همچنين غيرعادلانه است اگر اروپائيان در محاكم ايرانى محاكمه شوند . حتى تا اين اواخر يعنى تا سال 1917 حاكم اصفهان با راهزنان اطراف حوزهء حكمرانى خود همدست بود و از اين كار او دو منفعت ميبرد يكى اجاره دادن جاده‌هاى مختلف در عوض مبلغ معينى در روز و يكى هم بابت حصهء معينى از غارتىها . مثال ديگر چند سال قبل در خراسان يكى از فرمانداران محلى كه از شاهزادگان بزرگ بود يكدسته راهزن در اختيار داشت ، ولى بختش يارى نكرد دزدان بقافله‌اى طمع كردند كه يك دسته از مستحفظين قونسولخانه از سپاهيان هند در دنبال آن بودند كه به آنها حمله برده و همگى را دستگير كردند و من وقتى دلائل ارتباط فرماندار را با دزدان به استاندار ارائه دادم تنها جوابى كه داد اين بود كه « صاحب ! شما ميدانيد كه اين عادت شاهزادگان است » در نتيجهء تحقيقات و